آتش عشق تو در جان خوشترست

جان زعشقت آتش افشان خوشترست

 

هرکه خورد از جام عشقت قطره ای

تا قیامت مست و حیران خوشترست

 

تا تو پیدا آمدی   پنهان شدم

زانکه با معشوق پنهان خوشترست

 

درد عشق تو به جان می سوزدم

گرهمه زهرست از جان خوشترست

 

درد بر من ریزو درمانم مکن

زانکه درد تو ز درمان خوشترست

 

می نسازی تا نمی سوزی مرا

سوختن در عشق تو، زان خوشترست

 

چون مثالت هیچ کس را روی نیست

روی در دیوار هجران خوشترست

 

خشکسال وصل تو بینم مدام

لاجرم در دیده طوفان خوشترست

 

همچو شمعی در فراقت هرشبی

تا سحر عطار گریان خوشترست