ای درخت آشنا

شاخه های خویش را 


ناگهان کجا جا گذاشتی؟

یا به قول خواهرم فروغ:

«دستهای خویش را

در کدام باغچه

عاشقانه کاشتی؟!»

این قرارداد

تا ابد میان ما

برقرار باد :

چشمهای من به جای دستهای تو...!

من به دست تو آب می دهم

تو به چشم من آبرو بده

من به چشمهای بی قرار تو

قول میدهم:

ریشه های ما به آب


شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!...


********************


امروز دلم بدجوري هواي شعرهاي دكتر امين پور رو كرده بود...! خدايش بيامرزاد... روحش سبز