درباره ی فخرالدین عراقی
فخرالدين عراقي در غزل عاشقانة شور انگيز قطعاً يكي از بزرگان زبان فارسي است
و بيان بسيار شيرين و روان و طرب انگيز دارد كه او را با سرايندگان بزرگ برابر
مي كند .
قطعاً در غزل و پس از آن در ترجيع بند و رباعي از اقسام ديگر شعرتواناتر بوده
است و پس از آن در قصيده و در مرحلة آخر در مثنوي مهارت داشته است . هميشه
او را در غزل استادي مسلم دانسته اند و برخي غزليات او در منتهاي شهرت بوده و
نیز در قالب مخمس نیز تبحر داشته است.
**** **** **** **** **** **** **** ****
ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
ز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتوان
اگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشم
شد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوان
مرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانش
بگویی تو چنین دردی دوا کردن توان؟ نتوان
دریغا! رفت عمر من، ندیدم یک نفس رویت
کنون عمری که فایت شد قضا کردن توان؟ نتوان
رسید از غم به لب جانم، رخت بنما و جان بستان
که پیش آن رخت جان را فدا کردن توان؟ نتوان
چه گویم با تو حال خود؟ که لطفت با تو خود گوید
که: با کمتر سگ کویت جفا کردن توان؟ نتوان
عراقی گر به درگاهت طفیل عاشقان آید
در خود را به روی او فرا کردن توان؟ نتوان
ز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتوان
اگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشم
شد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوان
مرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانش
بگویی تو چنین دردی دوا کردن توان؟ نتوان
دریغا! رفت عمر من، ندیدم یک نفس رویت
کنون عمری که فایت شد قضا کردن توان؟ نتوان
رسید از غم به لب جانم، رخت بنما و جان بستان
که پیش آن رخت جان را فدا کردن توان؟ نتوان
چه گویم با تو حال خود؟ که لطفت با تو خود گوید
که: با کمتر سگ کویت جفا کردن توان؟ نتوان
عراقی گر به درگاهت طفیل عاشقان آید
در خود را به روی او فرا کردن توان؟ نتوان
+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۲ ب.ظ توسط الهه ک
|
گوش کن...! جاده صدا می زند از دور قدم های تو را